آموزش زبان انگلیسی در خواب آموزش زبان انگلیسی در خواب
با ضمیر ناخودآگاه خود به آسانی زبان یاد بگیرید
شامپو رفع سفیدی مو
بیش از 15 سال جوان شوید
با این شامپو دیگر نیازی به رنگ مو ندارید
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
پنجشنبه 25 شهریور 1389 ساعت 12:55

      من متولد شدم برای فوتبال ، همان طورکه بتهوون برای موسیقی متولد شد   

 

The King of Football                      

 

بازیکن بزرگ تاریخ فوتبال که نام اصلی وی (Edison Arantes do Nascimento) می باشد، در 23 اکتبر سال 1940 در شهر ترس کوراسائویس برزیل به دنیا آمد. پدرش یک فوتبالیست آماتور بود. در یازده سالگی توسط والد ماردی برتو یکی از مربیان استعدادیاب برزیل کشف شد. براساس نظرسنجی که از میان کارشناسان فوتبال، بازیکنان سابق و حال انجام شد، پله به عنوان بزرگترین فوتبالیست تمام دوران شناخته شد. در کارنامه پله 760 گل در مسابقات رسمی یعنی در 541 مسابقه لیگ مشاهده می شود، که به این سبب او بهترین گل زن تمام دوران نیز شناخته شده است. در کل پله، 1281 گل در 1363 بازی به ثمر رسانده که آمار خیره کننده ای به حساب می آید. پلهجالب است بدانیم که وقتی پله 1000 امین گل خود را به ثمر رساند، این گل را به کودکان فقیر و بی سرپرست برزیل تقدیم کرد. زیرا اولین بازیکنی در تاریخ فوتبال بود که 1000 گل به ثمر رسانده بود. در دوران زندگی حرفه اش، پله با عنوانهای امپراطور فوتبال یا " The King of Football" شناخته شد. ستاره فوتبال برای اولین بار در سن 15 سالگی در تیم سانتوس برزیل ظاهر شد و سال بعد خود را در تیم ملی دید و بالاخره در سن 17 سالگی، اولین جام جهانی خود را تجربه کرد. با وجود پیشنهاد تعداد زیادی از باشگاههای اروپا، شرایط اقتصادی و مقررات فوتبال برزیل، در نهایت سانتوس نزدیک به دو دهه یعنی از سال 1956 تا 1974 توانست پله را در تیم حفظ کند و در این سالها به اوج افتخارات رسید. در سالهای 1963-1962 قهرمانی جام  "Libertadores" که یکی از معتبرترین رقابت های فوتبال در آمریکای جنوبی است، را جشن گرفت. وی در این سالها به عنوان یکی از بهترین بازیکنان مهاجم ، بازیساز و هافبک در سطح جهان شناخته شد. پله توانایی کامل برای بازی با هر دو پا را داشت. توانایی بسیار او در دریبل "dribbling" و همچنین پاس دادن، ضربه های قدرتمند و توانایی استثنایی او در ضربه سر، ستایش جهانی را در طی سالهای متوالی برای او به دنبال داشت و از او یک بازیکن گل زن حرفه ای ساخت. او بهترین گلزن و بازیکن تاریخ فوتبال برزیل نیز شناخته شد. در آغاز جام جهانی 1962 در بازی دوم، به دلیل آسیب دیدگی شدید، قادر به انجام دیدارهای باقیمانده نبود و به همین دلیل، این جام جهانی را از دست داد. در نوامبر سال 2007، فیفا اعلام کرد که می خواهد مدال با ارزش و قدیمی جام جهانی 1962 را به پله اهدا کند و پله را به تنها بازیکنی تبدیل کند که سه مدال از جام های جهانی کسب نموده است.ضربه معروف پله از سال 1977 که دوران بازنشستگی خود را تجربه می کند، وی سفیر فوتبال در سراسر جهان بوده است. از جمله دیگر افتخارات پله، می توان به برترین ورزشکار قرن بیستم به انتخاب کمیته بین المللی المپیک، بهترین بازیکن جام جهانی ۱۹۷۰ و مرد سال فوتبال آمریکای جنوبی ۱۹۷۳ اشاره کرد. پله 4 بار در جام های جهانی حضور داشت و توانست در 14 بازی، 12 گل برای تیم ملی برزیل به ثمر برساند.  البته در آن سالها تیم های فوتبال برای کسب جام ژوله ریمه تلاش می کردند. تا جام جهانی 1970 به جز تیم فوتبال برزیل، تیم های ایتالیا و اروگوئه  هر کدام 2 بار فاتح این جام شده بودند. در این سال هر کدام از این تیم ها، فاتح این جام می شدند، این جام را برای همیشه به خانه می بردند، که افتخار بزرگی برای آن تیم محسوب می شد. برزیل با درخشش پله، توانست در بازی نهایی تیم فوتبال ایتالیا را با نتیجه 1-4 شکست دهد و برای همیشه این جام را به برزیل ببرد. البته کشور برزیل، نتواسنت این جام را مدت طولانی در نزد خود حفظ کند. 

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
جمعه 12 شهریور 1389 ساعت 16:46

hardy  

 

 مختصری از دو ستاره محبوب

 

    laurel

 

 از اوایل تا اواسط دوران کلاسیک سینمای آمریکا "هالیوود" تیم لورل و هاردی، تمامی سینماهای اروپا و آمریکا را تسخیر کردند.  این تیم متشکل از دو شخصیت که هر کدام دارای ویژگیهای خاص و متضادی بوند. نفر اول لاغر ، متولد انگلیس، استن لورل (1890-1965) و نفر دوم چاق، متولد آمریکا اُلیور هاردی (1892-1957). در اواخر دهه 20 و 30 کار خود را در فیلم های سینمایی آغاز کردند و در سراسر آمریکا و اروپا روی صحنه آمدند و به تدریج شناخته شدند. دو کمدین برای اولین بار در فیلم صامت "سگ خوش شانس" کار خود را به طور مشترک آغاز کردند. پس از یک دوره که به طور جداگانه در چندین فیلم کوتاه برای استودیوی هال روچ در طول دهه 20 ظاهر می شوند.  بالاخره آن دو در سال 1926، در یک فیلم کوتاه دوباره با هم ظاهر می شوند. تیم لورل و هاردی در سال بعد، به طور شگفت انگیزی تبدیل به یک ستاره پر سود برای هال روچ شد. از میان فیلم های موفق و محبوب لورل هاردی در دهه 20 و 30، می توان به  فیلم های ویژگی پسران صحرا (1933)، راه برون رفت از غرب (1937)،و احمق ها (1938) آزادی(1929) اشاره کرد. در نهایت برای فیلم جعبه موسیقی “The Music Box”  (1932)  اولین جایزه اسکار خود را در مدت کوتاهی بدست آوردند. آن دو  استودیوی روچ را در سال 1940 ترک کردند. سپس این دو ستاره در  8 فیلم کمدی به نام "ب B" برای شرکت های فیلم سازی  20th Century Fox and Metro-Goldwyn- Mayer از سال  1941 تا 1944 نقش آفرینی کردند. از سال 1945تا 1950 در هیچ فیلمی ظاهر نشدند. آنها آخرین فیلم خود را به نام " جزیره مرجانی ک "  در فرانسه در سال 1950 و 51 قبل از بازنشستگی ساختند. در مجموع آنها با هم در 106 فیلم ظاهر شدند .laurel and hardy آنها توانستند در 40 فیلم کوتاه ، 32 فیلم کوتاه صامت و 23 فیلم کامل قابلیت ها و توانایی های خود به همگان ثابت نمایید. همچنین این دو هنرمند برجسته در 11 فیلم نیز، به عنوان بازیگر مهمان، به نقش آفرینی پرداختند. در ماه مه سال 1954، هاردی دچار حمله قلبی ضعیفی شد. این باعث شد تا وی در طول سالهای بعد، برای اولین بار در زندگی خود، شروع به مراقبت از سلامتی خود کند. او در اواخر عمرش، 150 پوند را در چند ماه از دست داد که باعث تغییر ظاهری وی شد. نامه هایی که توسط استن لورل نوشته شده است، نشان می دهد که هاردی، به سرطان مبتلا شده بود که شاید این دلیل واقعی کاهش وزنش بود. هاردی مانند لورل به شدت سیگاری بود. هاردی در 14 سپتامبر، متحمل سکته مغزی (سمت چپ) شد. او در این چند ماه نیز قادر به صحبت نبود. او از دو سکته مغزی دیگر در اوایل اگوست 1957 رنج می برد و در حالی که به شدت ضعیف شده بود و در حال کما بود، در 7 آگوست 1957 و در سن 65 سالگی، در حالی که معشوقه و عشق زندگیش "Lucille" از وی مراقبت می کرد، از دنیا رفت و دوست قدیمی و شریک خود را تنها گذاشت. لورل سالهای آخر زندگی خود را در آپارتمان کوچکی در سنت مونیکا سپری کرد. لورل هم همان طور که گفته شد، به شدت سیگاری بود. اما او در سن هفتاد سالگی سیگار را کنار گذاشت. لورل در 23 فوریه سال 1965، چند روز پس از حمله قلبی ناگهانی، درگذشت. در دقایق آخر عمرش لورل به پرستار خود گفت که من در این دقایق حتی به اسکی هم فکر نمی کنم. پرستار پاسخ داد، من نمی داستم که شما (لورل) اهل اسکی هستید. لورل گفت، من نیستم. من سوزنهایی را که به من تزیق می کنید را ترجیح می دهم. چند دقیقه بعد وقتی پرستار نگاه کرد، متوجه شد که او به آرامی خوابیده است. لورل بر وری سنگ قبر خود چنین نوشت: :"اگر کسی در تشییع جنازه من صورتی دراز داشته باشد (یعنی گریه کند) من هرگز با او صحبت نمی کنم". در سال 2006 میلادی، شبکه بی بی سی برای اولین بار، فیلم مستندی را بخش کرد که در آن لورل در کنار آرامگاه هاردی، دیده می شد. در سال 2005 میلادی نیز در طی یک نظرسنجی گسترده، لورل و هاردی به عنوان محبوب ترین زوج تاریخ سینما، برگزیده شدند. استن لورل خود نتوانست در تشیع جنازه دوست و شریک زندگیش هاردی در سال 1957 شرکت کند. وی گفت که او درک خواهد کرد .... 

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
پنجشنبه 4 شهریور 1389 ساعت 11:58

 

نکوهش مکن چرخ نیلوفری را 

ابومعین ناصر بن خسرو بن حارث قبادیانی بلخی مروزی از شاعران زبان فارسی است. وی در 394 ه.ق و در ماه ذی القعده در بلخ به دنیا آمد. در بعضی از کتب ادبی آمده است که او سادات بوده و نسبتش به امام علی بن موسی الرضا می رسد، که درباره درستی این سخن جای شک و تردید است چون دلایل و سند درست و صحیحی در این باره در دست نمی باشد. ناصر خسرو در خانواده ای به دنیا آمد که صاحب نفوذ و ثروت بودند و از زمان کودکی تا جوانی به کسب علم و دانش مشغول شد، به طوری که در دوران جوانی به دربار شاهان و امرا مانند سلطان محمود غزنوی و پسرش سلطان مسعود غزنوی،راه پیدا کرد. او در سراسر عمرش شور و شوق بسیاری در فراگرفتن همه علوم زمان خود از قبیل نجوم، فیزیک، هندسه، تاریخ طبیعی،طب و دیگر علوم داشت. او از دوران جوانی تا سن چهل سالگی مشاغل مختلف دولتی از قبیل دبیری و دیگر امور را در دربار به عهده داشت. ناصر خسرو حتی عنوان ادیب و دبیر فاضل را نیز گرفت. او در این سالها مدتی در بلخ که پایتخت زمستانی غزنویان بود، در کارهای دولتی فعالیت می کرد و سپس مدتی در مرو نیز به این گونه مشاغل مشغول شد. لقب مروزی نیز به این دلیل به او داده شد. او بعد از اینکه سالها در مشاغل مختلف مشغول به کار شد و انواع فضائل مادی را کسب کرد، دچار تغییر و تحول درونی شد که در زندگی او تأثیر به سزایی را داشت. او با علمای زمان خود به بحث و گفتگو پرداخت ولی قانع نشد و حتی با بزرگان ادیان دیگر نیز به بحث و مجادله مشغول شد و سپس تصمیم گرفت که به سیر و سفر در شهر های مختلف بپردازد، شاید از این طریق آن روح حقیقت جوی خود را سیراب کند. این سرگردانی و نابسامانی احوال او ادامه داشت، تا اینکه گفته شده او خوابی دید که در آن خواب به او الهام شد که از طریق دین و شرع می تواند به پرسشهای خود جواب درستی بدهد و آن راه سفر حج است. لذا این شاعر بزرگ بعد از بیداری و تفسیر خواب خویش، تصمیم به سفر حج گرفت. او در این سفر طولانی چهار با حج نمود و بسیاری از سرزمین ها از قبیل شمال شرقی، غربی، جنوب غربی، مرکز ایران، ارمنستان، آسیای صغیر، حلب، طرابلس، شام، فلسطین، سوریه، مصر و سودان را سیاحت کرد.  او در کشور مصر 3 سال اقامت کرد و به مذهب اسماعیلی گرایش پیدا نمود و به خدمت خلیفه فاطمی آن زمان رسید و از طرف او بعد از طی مراحل مرتبه حجت یافت و به مقام حجت جزیریه خراسان که یکی از جزایر دوازده گانه اسماعیلیه بود، انتخاب شد . مأمور نشر مذهب اسماعیلی کرد، که باعث موجود آمدن دشمنان و مخالفان  بسیاری از میان متعصبان اهل سنت شد. این مخالفت ها تا جایی ادامه پیدا کرد که حتی فرمان قتل او نیز صادر شد. ناصر خسرو به ناچار تصمیم به ترک شهر گرفت و از بلخ به نیشابور و سپس به مازندران و عاقبت به یمکان پناه برد و تا آخر عمر در انجا زندگی کرد.  این شاعر ایرانی در سال 481 ه.ق در یمکان بدخشان (شمال افغانستان فعلی) درگذشت. ناصر خسرو در اشعارش از ترکیبات و لغات عربی بسیار استفاده کرده است.  همچنین اشعار وی دارای نصیحت و مواعظ بسیار است که همین ویژگی باعث شده تا او را شاعری موعظه گر بشناسیم. برخی از آثار منظوم او عبارت است از: دیوان اشعار، دو منظومه به نامهای روشنایی نامه و سعادت نامه و آثار منثور او: خوان اخوان ، گشایش و رهایی، جامع الحکمتین، سفرنامه، زادالمسافرین، وجه دین، بستان العقول، دلیل المتحیرین.  

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
جمعه 31 اردیبهشت 1389 ساعت 12:19

 

بر فراز اقیانوس ها 

 

amelia earhartموارد متعددی در خصوص مرگ خلبان برجسته و پیشگام به نام آملیا آرهارت که در سال 1937 به همراه فرد نونان در منطقه ای واقع در اقیانوس آرام جنوب ناپدید شده، گقته می شود. ولی در مورد علت اقدامات مخاطره آمیز وی در سراسر زندگی و پرواز مرگبار به گوشه و کنار دنیا هیچ سوالی، بی جواب باقی نمانده است. زیرا اشتیاقات و تمایلات خود را در کتاب «سرمستی و لذت آن» بیان نموده است. او پس از لیندبرگ دومین فردی است که بر فراز اقیانوس اطلس پرواز کرد (اولین بار از هاوایی به سمت قاره آمریکا). در طول زندگی رکوردهای متعددی را در سرعت و ارتفاع به ثبت رسانید و کتب مختلفی را تقریر نمود. او به خوبی می دانست که سرامد خلبانان دیگر نیست ولی بار کار خود توانست درهای متعددی را به روی زنان بگشاید، تا آنان بدانند که می توانند در کارهایی که به مردان منحصر شده نیز موفق باشند. در سال 1898 در کانزانس متولد شد و برای تحصیل در دانشگاه کلمبیا به شرق سفر کرد. پس از اتمام تحصیلات مجددا به قسمت غربی آمریکا بازگشت و در لس آنجلس اقامت گزید. در کالیفرنیا با اولین پرواز خود به عنوان خلبانی ماهر مطرح گردید. هواپیماهای آن دوران بسیار ابتدایی بودند و او توانسته بود تنها پس از گذشت پانزده سال از عصر فضا یعنی در سال 1918 اولین پرواز خود را به انجام رساند. دو سال بعد یعنی در سال 1920 رکورد چهارده هزار پایی را شکست. پس از ثبت این رکورد به شرق سفر کرد و در آنجا پیشنهاد پرواز به ماورای اقیانوس اطلس را پذیرفت. پس از آن در صفحه ی اغلب روزنامه ها و مجلات امریکا تصویر آملیا ارهارت به عنوان اولین زنی که (به همراه ویلمر استولتز و لوییس گوردون) توانسته بود بر فراز اقیانوس اطلس پرواز کند و از آن بگذرد، به چشم می خورد. بعدها بیشتر وقت خود را به مطالعه علمی پرواز اختصاص داد و تا حدی پیشرفت نمود که توانست به عنوان برجسته ترین و برترین زن خلبان در سطح جهان شناخته شود. با الینور همسر فرانکلین روزولت ارتباط بسیار نزدیک داشت، زیرا او نیز همانند ارهارت معتقد بود زنان نباید به مردان متکی باشند و زیر سایه آنها فعالیت نمایند. در سال 1931 با ناشری به نام جورج پالمبر پوتنام که جزو مشوقین اصلی او به حساب می آمد، ازدواج کرد و تحقیقات و تحصیلات عملی خود را در زمینه پرواز گسترش داد. بعدها به عنوان عضو هیئت علمی دانشگاه پوردو در زمینه دانش هوانوردی به فعالیت پرداخت و در سال 1936 موفق به دریافت Lockheed Electra  گردید. یکی از بزرگترین اهداف وی، سفر به دور دنیا بود. از این رو در اول ژوئن 1937 به همراه یکی از همکارانش به نام "فرد نونان" سفر خود را از میامی به دور دنیا اغاز کرد. در این مسافرت ارهارت در صندلی جلو و نونان در قسمت پشتی نشسته بود. آن دو در کمال آرامش به سمت آمریکای جنوبی، آفریقا، هندوستان و استرالیا پرواز نمودند. تا آن زمان هیچ پروازی در چنین مسافتی به این منطقه نشده بود. در روز اول، پرواز بر فراز مسیر 2550 مایلی اقیانوس کبیر را به سمت جزیره هاولند آغاز کردند. آخرین پیامی که از وی دریافت شد، این بود: «به اندازه نیم ساعت سوخت برایم باقی مانده، با این وجود اثری از خشکی نیست». وقتی هواپیما موفق به فرود نشد، روشن شد که آنها سقوط کرده اند و ایتاسا (گشت دریایی) کار خود را برای جستجو اغاز کردند. اما هیچ گاه اثری از آن دو و بقایای هواپیما یافته نشد و ناپدید شدن آنها به عنوان یکی از معماهای بزرگ حل نشده قرن بیستم باقی ماند. سالهای سال گروههای متعددی به منطقه احتمالی سقوط اعزام شدند. فیلم های تخیلی بسیاری نیز در این زمینه ساخته شد. عده ای معتقدند که در پس سفر به دور دنیا، واقعیتی نهفته بود و او به عنوان جاسوس تاسیسات ژاپنی واقع در اقیانوس اطلس به این منطقه مسافرت کرده و توسط آنها دستگیر و کشته شده است. عده ای از پژوهشگران نیز ادعا کردند که بقایای هواپیمای آن دو را در جزایر اطراف کشف کرده اند. ولی همه این موارد ادعاهایی است که هرگز اثبات نگردید.

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
پنجشنبه 2 اردیبهشت 1389 ساعت 15:28

طعن وطنز 

خواجه نظام الدین عبید الله زاکانی از شاعران و نویسندگان مشهور قرن 8 هـ.ق است. علت مشهور بودن او به زکانی نسبت داشتن او به خاندان زاکانان است. این خاندان تیره ای از عرب بنی خفاجه بودند که بعد از مهاجرت به ایران، به نزدیکی قزوین رفتند و در آن نواحی ساکن شدند. بر اساس گفته تاریخ نویسان عبید در طول حیات خود، لقب هایی را از امرا و حکام زمان خود گرفته است و بعضی معتقدند، چون او به کارهای درباری و حتی وزارت نیز مشغول بوده، این لقبها را گرفته است. ولی بنابر تحقیقاتی که انجام گرفته، او در طول زندگی خود هیچگونه کار دولتی و درباری نداشته است و این لقبها به خاطر شهرت ادبی عبید، در زمان خود بوده است. دوران زندگی وی مصادف بود با پادشاهی شیخ ابواسحق اینجو که ابتدا بر شیراز تسلط یافت ، سپس قلمرو خود را در تمام فارس گسترش داد. او در این زمان در شهر شیراز زندگی می کرد و روابط گرمی با شیخ ابواسحق برقرار کرد. بعد از اینکه خاندان آل مظفر توانست حکومت را از شیخ ابواسحق بگیرد و فارس را تحت تسلط خود درآورد،عبید هیچ علاقه ای به ارتباط با حاکم آل مظفر که امیر مبارزالدین محمد بود، نشان نداد چون او حاکمی سختگیر و بی رحم بود. بعد از امیر مبارزالدین محمد، پسرش شاه شجاع به حکومت فارس رسید. عبید به خدمت این پادشاه درآمد. شاه شجاع خود شاعر و ادب دوست بود. عبید اشعار زیادی را در مدح این پادشاه سرود. سخن عبید در شعر و نثر شیرین،روان،ساده و به دور از هرگونه تصنع می باشد. اشعار او بهترین نماینده شعر انتقادی و طنز می باشد. او طبقات مختلف جامعه را با دقت نظر می نگریست و از عیبها و نقصانهای هر دسته بنابه تشخیص خود، انتقاد می کرد. هنگامی که در اشعار او دقت می کنیم، متوجه می شویم که او به سبک شاعران و نویسندگان یایانی قرن 6 و اوایل قرن 7 سخن گفته است و در قصاید خود شیوه اساتیدی همچون سنائی، انوری و در مثنوی شیوه نظامی و در غزل بیشتر به شیوه سعدی سخن گفته است. او از تواناترین شاعران و نویسندگانی می باشد که توانست به صورتهای گوناگون به طعن و طنز اوضاع و احوال زمان خود را بیان کند. اشعاری وی در آنها از اوضاع و احوال جامعه انتقاد کرده و در این اشعار گاهی از کلمات تند استفاده کرده و همچنین گاهی از شوخیهای لطیف هم سود برده به اشعار هزل نام دارند. مانند منظومه موش و گربه که در 90 بیت سروده شده است. عبید در این منظومه اوضاع زمان خود را به تصویر کشده است که همان سقوط شیخ ابواسحق و خاندانش و به قدرت رسیدن امیر مبارزالدین محمد می باشد. گروه دیگری از اشعار وی، که شامل مجموعه ای از قصاید، ترکیب و ترجیع بندها، غزلیات و مقطعات و رباعیات و مثنوی طولانی به نام عشاق نامه می باشد. برخی از آثار منثور او عبارت است از: 1.رساله فالنامه که در پایان هر یک از فالها که به صورت طنز و شوخی می باشد، عبید یک رباعی هم سروده است. 2. رساله اخلاق الاشراف 3. رساله ریش نامه 4. رساله صد پند 5. رساله دلگشا 6. رساله تعریفات.  

- شخصی خانه به کرایه گرفته بود. چوب‌های سقفش بسیار صدا می‌کرد. به صاحبخانه برای تعمیر آن سخن به میان آورد. پاسخ داد که چوب‌های سقف ذکر خداوند می‌کنند. گفت: نیک است اما می‌ترسم این ذکر منجر به سجود شود.  

- خطیبی را گفتند: مسلمانی چیست: گفت: من مردی خطیبم، مرا با مسلمانی چکار؟  

- شیطان را پرسیدند که کدام طایفه را دوست داری؟

گفت: دلالان را.

گفتند: چرا؟

گفت: از بهر آنکه من به سخن دروغ از ایشان خرسند بودم،

ایشان سوگند دروغ نیز بدان افزودند.  (از رساله دلگشا )

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
جمعه 6 فروردین 1389 ساعت 15:04

گنج شایگان

سید محمد علی جمالزاده در  9 بهمن سال 1274 در شهر اصفهان، در یک خانواده ی روحانی و مذهبی به دنیا آمد. او یکی از مهم ترین نویسندگان معاصر ایران به شمار می رود. او پدر داستان نویسی ایران (داستان کوتاه) است. جمال زاده کوچک تا 12 یا 13 سالگی در شهر اصفهان زندگی کرد. در 13 سالگی (1287) به لبنان رفت. محمد علی جمالزاده در سن 20 سالگیدر لبنان در مدرسه کاتولیک "عینطوره" نزدیک بیروت به تحصیل پرداخت. او در سال پس از دو سال، به فرانسه و سپس به سوئیس سفر کرد. در سوئیس در دانشگاه لوسن  به تحصیل پرداخت. سپس در دانشگاه برگاندی در دیجون (Dijon) تحصیلاتش را ادامه داد. پدر او یعنی سید جمال الدین اصفهانی، یکی از روحانیون رهروان انقلاب مشروطه بود. او در سال  1287 به دستور محمد علی شاه قاجار اعدام شد که البته به واسطه ی سخنان سید جمال الدین ، محمد علی شاه او را یکی از دشمنان خود می دانست. بعد از مرگ پدرش، زندگی و تحصیلات او با سختی ها و دشواری های زیادی روبرو شد. با کمک دوستان و همچنین درآمد حاصل از تدریس، زندگییش را ادامه می داد. جمالزاده در جریان جنگ جهانی اول، به گروهی از ایرانیان ملی گرا به نام کمیته ملیون به رهبری سید حسن تقی زاده که برای مبارزه با روسیه و انگلیس در برلین تشکیل شده بود، پیوست. این کمیته سید جمال الدین را به همکاری دعوت نمود. سید جمال الدین در سال ۱294 به برلین رفت و تا سال 1309 در آن جا اقامت داشت. پس از اقامت کوتاهی در برلین برای ماموریت از طرف کمیته ملیون به بغداد و کرمانشاه رفت و مدت شانزده ماه در آنجا اقامت داشت. جمالزاده تا سال 1335 بیشتر در برلین اقامت داشت. در جریان این کارها (یک سال بعد) وی با نشریه کاوه - به دعوت تقی زاده- نیز همکاری داشت. در سال 1296، او اولین کتاب خود را با نام  "گنج شایگان " منتشر کرد. در همان سال او در همایش جهانی سوسیالیست در استوکهلم سخنرانی کرد. بعد از تعطیلی مجله کاوه جمالزاده شغل های متعددی را تجربه کرد. سال های بعدی او یعنی تا سال 1310، یعنی زمانی برای سازمان بین المللی کار کار می کرد و بعدها یعنی تا زمانی که او ساکن ژنو شد، در کارهای موقتی گذارند و شغل ثابتی نداشت. برای مثال در این بین، یکی از اعضای سفارت ایران (سرپرستی محصلین ایرانی) در برلین بود. در طول این سالها، جمالزاده کمتر با ایران ارتباط داشت. اما این موضوع او را از توجه به ایران و آموختن منع نمی کرد. جمالزاده کتاب "یکی بود یکی نبود" را در سال 1300(در برلین ) منتشر کرد. محمد علی جمالزادهاین کتاب، در ابتدا مورد استقبال واقع نشد. تا حدی که باعث تنفر بخشی از جامعه به خصوص روحانیت از وی شد، به طوری که کتاب وی در میدان شهر سوزانده شد. این کتاب شامل 6 داستان کوتاه است. اولین داستان آن "فارسی شکر است" نام دارد. این کتاب باعث تحولی بزرگ در  نظام داستان نویسی شد. سره نویسی رواج پیدا کرد. تا قبل از این موضوع ادبیات بیشتر در دربار بود و شاعران و نویسندگان در وصف شاه و یا حاکم، قطعه ای شعر و یا داستانی شیرین می نوشتند و تقدیم به آنها می کردند. البته تحولات هرچند کمی صورت گرفته بود. مفاهیم عمومی جامعه بیشتر مورد توجه قرار گرفت. از کلمات تکلف آمیز کمتر استفاده شد و به طور کلی ادبیات جای خود را در بین مردم پیدا کرد و زمینه پیدایش نویسندگان بزرگی چون صادق هدایت و بزرگ علوی گردید. از بین آثار متعدد جمالزاده می توان به صحرای محشر 1326، تلخ و شیرین (1334)، کهنه و نو (1338)، غیر از خدا هیچ کس نبود (1340)، آسمان و ریسمان (1343)، قصه های کوتاه برای بچه های ریش دار (1353)، قصه ی ما به آخر رسید (1357) می توان اشاره کرد. به غیر زبان فارسی، جمالزاده به زبان فرانسوی، آلمانی و عربی تسلط داشت. وی کتاب های متعددی را از زبان های مختلف به فارسی ترجمه کرده است. محمد علی جمالزاده در سال 1376 در سن 102 سالگی (در ژنو) درگذشت. بعد از انقلاب اسلامی در ایران، جمالزاده به ایران برگشت. وی از تغییراتی که آیت الله خمینی ایجاد کرده بود، حمایت کرد. جمالزاده همچنین در زمینه تاریخ و ادبیات نیز فعالیت داشته است. برای نمونه می توان کتاب های تاریخ روابط روس با ایران (چاپ برلین، چاپ تهران ۱۳۷۲)، پندنامهٔ سعدی یا گلستان نیکبختی (۱۳۱۷)، قصه قصه‌ها (۱۳۲۱)، بانگ نای (داستان‌های مثنوی معنوی، ۱۳۳۷) فرهنگ لغات عوامانه (۱۳۴۱)، طریقهٔ نویسندگی و داستان‌سرایی (۱۳۴۵)، سرگذشت حاجی‌بابای اصفهانی (۱۳۴۸)،اندک آشنایی با حافظ (۱۳۶۶) را نام برد.

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
   1      2      3      4      5      6      7      8      9      10    >>