X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل
شنبه 4 مرداد 1382 ساعت 12:18

به یاد ادیب و محقق مازندرانی پرتوی آملی:
معلم فقید مهدی پرتوی آملی، فرزند برومند آمل، چشم و چراغ فرهنگ مازندران - ریشه یاب حکم و امثال زبان شیرین فارسی، گردآورنده فرهنگ عوام آمل و گزیده های تاریخ، معلمی دانادل و دلسوز که از آغاز جوانی تا آستانه بازنشستگی در ساری، بابل، آمل، گیلان و تهران در کار تعلیم و تربیت و تا واپسین دم حیات در کار تحریر و تألیف بود. چند سال هم با سمت رایزن فرهنگی و معاونت سرپرست مدارس ایرانی، عراق در بغداد و نجف اشرف و دیگر شهرها و عتبات عالیات با همت بلند و ذوق سرشار هموطنان خود را در آن دیار نیز از برکات دانش و حکمت بهره مند می ساخت. در آخرین روزهای خرداد امسال (1368 خورشیدی) در جوار رحمت حق آرمید و چراغ عمر پر فروغ او خاموش شد. حاصل عمر پر ثمر او تربیت هزاران نفر پزشک، مهندس، دبیر و قاضی و افراد تحصیل کرده دیگر است که در مازندارن و تهران و سایر نقاط کشور در خدمت جامعه قرار دارند. تألیفات پر بار او نیز هدیه این مرد ادیب و فرزانه است به گنجینه غنی و گرانقدر فرهنگ و ادب ایران.


آب پاکی روی دستش ریخت

آب از سرچشمه گل آلود است

آمدند و کندند و سوختند و کشتند و بردند و رفتند

آبشان از یک جوی نمی رود

آش شله قلمکار

آتش بیار معرکه

آب زیر کاه

آب حیات نوشید

ارنعود

آنجا که عیان است چه حاجت به بیان است

آفتابی شد

از بیخ عرب شد

آنکه شتر را به پشت بام برد خودش باید پایین بیاورد

از آسمان افتاد

از خجالت آب شد

احساس بالاتر از دلیل است

از پشت خنجر زد

از کوره در رفت

از ترس عقرب جراره به مار غاشیه پناه می برد

از دماغ فیل افتاد

اشرف خر

از ریش به سبیل پیوند می کند

از کیسه خلیفه می بخشد

الکی

اگر برای من آب نداشته باشد، برای تو نان که دارد

اشک تمساح

ایراد بنی اسراییلی

امامزاده ای است که با هم ساختیم

المفلس فی امان الله

 

این شتری است که در خانه همه کس می خوابد

این به آن در

 

این طفل یکشبه ره یکساله می رود

 

باد صرصر

باد آورده را باد می برد

باج سبیل

با آب حمام دوست می گیرد

با همه بله، با من هم بله

باش تا صبح دولتت بدمد

با سلام و صلوات

بادنجان دور قاب چین

به خاک سیاه نشاندن

بالاتر از سیاهی رنگی نیست

برج زهرمار

برعکس نهند نام زنگی کافور

بر قوزک پایش لعنت

بره کشان است

بز بیاری

برو آنجا که عرب نی انداخت

   

بز اخفش

بعد از سی سال نوروز به شنبه افتاد


از کتاب استاد: 
ادیب و محقق مازندرانی پرتوی آملی.
***********************************************************
del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo