X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل
پنج‌شنبه 11 مهر 1387 ساعت 20:45

مرد محبوب

Jackie Robinsonرنچ ریکی، رئیس چاق داگرهای بروکلین با ابروان پرپشت در تاریخی ترین لحظه زندگی خود قرار داشت. به بازیکن جوانی که در اتاقش نشسته بود، اخم کرد و گفت: «کاکاسیاه، اینجا نمی توانی غذا بخوری.» رابینسون چنین بیان داشت که فرض کنید مخاطب چنین کلماتی شما باشید و سپس جملاتی مانند، حرامزاده کثیف و سیاه را بشنوید. جک روزولت رابینسون که با شنیدن چنین کلماتی آشفته بود خطاب به ریکی عنوان کرد: «آیا شما دنبال سیاه پوستی  هستید که از راندن شما می هراسد». ریکی پاسخ داد: «بر عکس من در جستجوی بازیکنی هستم که آن قدر جرأت داشته باشد که در کار عقب نشینی نکند، ولی آنها به تو توهین خواهند کرد تا تو را به جنگ بکشانند و این کار موجب بروز جنگ نژادی در تیم می شود». اگر تیم  مقابل پیروز شود، خواهند گفت که علت وجود یک سیاه پوست علت آن است و نه ضعف تیمی. رابینسون این کار را که ریکی از آن به عنوان «زره انسانیت» یاد می کرد به طور تمام و کمال انجام داد و در در رشته های بیس بال، فوتبال و بسکتبال در  UCLAبه عنوان یک ستاره و یک ارزش به حساب می آمد و این کار  در برابر تمسخرهای هم تیمیش کار بزرگی بود. در زمان فعالیت در ارتش در سمت ستوانی، اغلب به دلیل امتناع از نشستن در قسمت عقب اتوبوس به محاکمه نظامی محکوم می شد. در یکی از سخنانش چنین بیان داشت که سخترین کار در زندگیش آموختن و یادگیری «تسلط و غلبه بر خویشتن» بود. وقتی ریکی در سال 1945 با اعلام این  مطلب که رابینسون به تیم راگرز مونترال خواهد پیوست دنیای ورزش را تکان داد، تمام پیشگویی ها او درست از آب درآمد. پس از آن وی.جی.براهام یکی از اعضای لیگ کوچکتر(مینور)، ریکی را تازه به دوران رسیده و فاسق نامید. در بهار آن سال و تمرین در ان فصل، توهینها و بدنامیها ادامه یافت. روزی ریکی پس از مشاهده ی مقاومت خیره کننده ی رابینسون در زمین بازی به مدیر تیم کلی هاپر (Clay Hopper) مونترال بانگ بر آورد که «او چون شیری قدرتمند در عرصه مسابقه ظاهر گردید». هوپر (اهل می سی سی پی) به آرامی گفت:«آقای ریکی آیا شما واقعا یک کاکا سیاه را جزو انسانها قلمداد می کنید؟».JackieRobinson  MartinLutherKing بعد از این موضوع رابینسون به سرعت طی فصل های متوالی رشد کرد و مشکلاتش نیز دوچندان شد. روزی در یک بازی، تیم مقابل که تماشاگرانش فریاد «حیوان جنگلی را بکشید»  سر می دادند، یک گربه سیاه را وارد زمین کرد و گفت: این پسر عموی کاکاسیاه تیم است. رابینسون با روشی عاقلانه و کلاسیک به آن پاسخ داد. در سال 1946، تیم به لیگ های بالاتر راه یافت و به طور متوسط 349 گل به ثمر رسانید. جک روزولت رابینسون در سال 1919 در کایرو، واقع در جورجیا به دنیا آمد. در سال 1946 به تیم داگرز فارم  بازی کرد. در سال بعدش در تیم بروکلین داگرز بازی کرد و برنده جایزه روکی برترینهای سال گردید. بسیاری از بازی کنان لیگ برتر به روش های دردناک دست زدند و بارها در زمین او را با خطاهای شدید متوقف می کردند. او تمامی این مشکلات را تحمل کرد و موجب شد تا داگرز با متوسط 297 گل در صدر جدول قرار گیرد. ده فصل از دوران فعالیت ورزشی خود را در تیم داگرز سپری کرد و 311 گل به ثمر رسانید. پس از ترک بیس بال در سال 1956، وسایل خانه اش یازده بار به سرقت رفت، که این خود رکوردی بی نظیر است. رابینسون سال آخر زندگی خود را به عنوان مردی سعادتمند،جمهوری خواهی مشهور و مدافع حقوق احتماعی و نیز احیاگر برنامه مبارزه با اعتیاد سپری کرد. پسر بزرگترش یکی از ترک اعتیاد شدگان هروئین بود که در سال 1971 به در یک تصادف اتومبیل کشته شد. وی در سال آخر عمرش پس از تحمل بیماری هایی مثل قلب، ورم مفاصل و نوعی دیابت که منجر به نابینایی یکی از چشمانش شد،در سن پنجاه و سه سالگی از دنیا رفت. وی در زمان انجام بازیهای جهانی سال 1972 و چند هفته قبل از مرگش، لوح بیست و پنج سال ورود به لیگ برتر را دریافت نمود. در آن روز چنین بیان داشت:«من در نهایت غرور و خوشبختی به سر می برم». «روزی برای من مطلوب تر و دلپذیر تر است که به قسمت ترد بیس(منطقه سه زمین) نگاه کنم و شاهد قرار گرفتن یک سیاه پوست در آن قسمت باشم». او اغلب منتقدان خود را با جا خالی دادن، توپ زدن و دفاع در منطقه سوم (دور آن) زمین ساکت می کرد. در رأی گیری پایان فصل به عنوان محبوب ترین مرد آمریکا مطرح شد و در این زمینه بر پینگ کراسبی پیشی گرفت.

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo