X
تبلیغات
نماشا
رایتل
شنبه 10 بهمن 1388 ساعت 11:37

امپراطوری «نهایت مرگ» که مدیون زمستان بود...

joseph stalinاستالین، نه تزار بود نه خان، نه تیتان تاریخ بود و نه تزار، ولی موفق به کسب قدرتی عظیم و لایتناهی گردید. او که در بنیانگذاری یک امپراطوری عظیم، در جایگاهی فراتر از پترکبیر قرار گرفت، مرزهای روسیه را به قدری گسترش داد که وسعت آن به یک چهارم کل دنیا افزایش یافت و سایه قدرتش بر کل جهان مستولی شد. استالین، مستبدتر و ظالمتر از ایوان مخوف، میلیونها انسان را به نام آزادی در یوغ بندگی و اسارت خود کشید. کلماتش برگرفته از کتاب آسمانی بود، اما خدا را انکار می کرد. با تمام این تفاسیر میلیونها انسان او را لغزش ناپذیر و مصون از هر نوع عیب و ناپاکی می دانستند. در کودکی «ژوزف واساری نوویچ جوگاشویلی»، در دوران فعالیت انقلابی «کوبا» (تسخیرناپذیر) و در زمان فرمانروایی «استالین» (انسان پولادین) نامیده شد. او استالین بودن خود را در کودکی یافت و هیچگاه از دست نداد. در سال 1879 در یکی از کلبه های شهر کوچک توری (که امروزه زیارتگاهی در آن ساخته شده است) متولد گردید. پدرش دایم الخمر بود و دیوانه وار او را کتک می زد که سرانجام منجر به فرار وی از خانه شد. مادرش مجبور بود برای امرار معاش و تهیه پول ثبت نام پسرش در مدرسه علوم دینی ارتدکس شهر تفلیس، رخت شویی و اتوکشی نماید. بعدها به یک گروه مخفی سوسیالیستی ملحق شد و تحت تعقیب نیروهای تزار قرار گرفت. پس از آن کوبای آشوبگر داستان ما، دستگیر و به سیبری فرستاده شد. در سیبری که دانشگاه انقلاب و انقلابیون محسوب می شد، مبارزه بین احزاب راست (منشویک) و احزاب چپ (بولشویک) را آموخت. در سال 1904 از آنجا گریخته و صدها مایل را در ارابه ای روستایی طی کرد. در بین راه با سختیهای متعددی از جمله سرمازدگی روبه رو شد ولی در نهایت به تفلیس بازگشت. مقارن با آغاز انقلاب لنین از ژنو و تشکیل اولین اتحادیه کارگران در سنت پترزبورگ توسط تروتسکی، مقاله های آتشین بسیاری را در جورجیا تقریر می نمود.joseph stalin and vladimir lenin مقاله های وی مورد توجه لنین قرارگرفت به طوری که در سال 1905 در یکی از کنفرانس های حزبی ملاقاتی بین آن دو صورت پذیرفت. پس از فروپاشی حزب بولشویک، گروههای مبارزاتی را که به بانکها حمله برده، کشتیهای بخار و خزانه ها را سرقت می کردند، رهبری نمود. به عنوان مثال می توان به 250 هزار منات سرقت شده در یک سرقت مسلحانه که در میدان اصلی شهر تفلیس به وقوع پیوست اشاره کرد. حکومت تزاری در سال 1907 «کوبای» انقلابی را دوباره دستگیر کرد. وی در سال 1917 از زندان آزاد شد و پس از آزادی کارگران صنعت نفت باکو را سازماندهی کرد. در این دوران برای اولین بار از نام استالین استفاده کرد. جنگ جهانی اول قدرت تزار را از بین برد. در سال 1917 دولت کوتاه کرنسکی جایگزین آن گردید، ولی استالین در این رویداد پرمخاطره نقش یک میانه رو را بازی می کرد. لنین پس از پایان جنگ داخلی، تصمیم گرفت دولت را از عناصر نامطلوب پاکسازی کند، از این رو مسئولیت این امر را به استالین واگذار کرد. کمی بعد کلیه امور حزب تحت سرپرستی استالین قرار گرفته و بعدها در اوایل سال 1922 به دبیرکلی کمیته مرکزی حزب که یکی از مهم ترین پستهای مملکتی محسوب می شد، ترفیع مقام یافت. پس از مرگ لنین تلاش خستگی ناپذیری را برای قبضه ی قدرت آغاز گردید. تروتسکی قصد داشت تا به نحوی استالین را دور خارج کند ولی این استالین بود که ابتدا او را از قدرت، سپس از حزب و سرانجام از روسیه اخراج نمود. پس از آن در سال 1929 کاملا قدرت را در اختیار گرفته و از همان سال طرح کشورگشایی خود را آغاز کرد. دستورهایی که صادر می کرد،صریح،ساده،خلاصه و بیرحمانه بودند. به طوری که بعدها در صحبت با وینستون چرچیل چنین اعلام کرد که در انقلاب وی ده میلیون نفر جان خود را از دست داده اند. پس از مرگ قدرت نتوانست طرحهای خود را به اجرا درآورد، زیرا دهقانان مزارع خود را به آتش کشیده و احشامشان را از بین بردند، در نتیجه کشور با اوضاع نابسامان اقتصادی روبه رو شد. این امر تنها و بزرگترین شکست استالین در دوران زندگی او به ثبت رسید. استالین در سال 1934، مقارن با ترور رئیس خزب در لنینگراد، پالایش حزبی خود را آغاز کرد. از سال 1935 تا 1938 جنبش های متعددی توسط بولشویکها صورت پذیرفت. joseph stalinدر اوج این پالایش در سال 1937 برجسته ترین ژنرالهای شوروی به صورت مخفیانه محاکمه و اعدام شدند. پیش از پاکسازی کامل این ژنرال ها توسط استالین در سال 1937، پاکسازی حزبی بر عهده آنها بود. بدین ترتیب میلیونها انسان جان خود را به راحتی از دست دادند. پس از آن قلمرو خود را با افسانه لغزش ناپذیری لنین- استالین پیراسته کرد. پس از نویسندگان، شعرا، موسیقیدانها و نقاشان خواست تا هنر خود را وقف این افسانه نمایند. کوهستانها، شهرها و خیابانهای متعددی با نام استالین نامگذاری شدند. این افسانه تا زمان برقرای پیمان بین استالین و هیتلر در سال 1939 و سالهای پس از آن نیز بر قرار ماند. با سپری شدن کمتر از دو سال از عقد این پیمان، هیتلر آن را زیر پا گذاشت و ارتش خود را به قسمت غربی شوروی گسیل نمود. در آنجا بخت و اقبال و ژنرال قدرتمندی به نام زمستان، مانند آنچه 130 سال پیش برای ناپلئون به وقوع پیوست، استالین را از شکستی سهمگین رهایی بخشید. او جنگ را از داخل کاخ کرملین هدایت کرده و تمامی مردان و زنان توانا را برای مقاومت آماده کرده بود. گروههای روسی در سال 1945 به برلین هجوم برده و استالین در طی چندین سال پس از آن، قدرت خود را تا ملتهای آزادی یافته اروپای شرقی گسترش داد.وقتی مائو تسه دونگ کنترل چین را بر عهده گرفت، الحاق 400 میلیون نفر از اهالی چین به جمعیت 200 میلیونی شوروی نقطه اوج دنیای کمونیسم محسوب گردید. به صورتی که قلمرو استالینی- لنینی شوروی یک چهارم مساحت و یک سوم جمعیت دنیا را به خود اختصاص داد. سرانجام در زمان مرگ وی در سال 1953، این کشور مردی با شرارت بیش از حد و غیر قابل تصور و موفقیتی بیکران را از دست داد.    

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo