آموزش زبان انگلیسی در خواب آموزش زبان انگلیسی در خواب
با ضمیر ناخودآگاه خود به آسانی زبان یاد بگیرید
سایت رسمی آزمایشگاه نیـلو
پایگاه اطلاع رسانی تستهای غربالگری پیش از زایمان (سلامت جنین) و نوزادان
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
پنجشنبه 4 شهریور 1389 ساعت 11:58

 

نکوهش مکن چرخ نیلوفری را 

ابومعین ناصر بن خسرو بن حارث قبادیانی بلخی مروزی از شاعران زبان فارسی است. وی در 394 ه.ق و در ماه ذی القعده در بلخ به دنیا آمد. در بعضی از کتب ادبی آمده است که او سادات بوده و نسبتش به امام علی بن موسی الرضا می رسد، که درباره درستی این سخن جای شک و تردید است چون دلایل و سند درست و صحیحی در این باره در دست نمی باشد. ناصر خسرو در خانواده ای به دنیا آمد که صاحب نفوذ و ثروت بودند و از زمان کودکی تا جوانی به کسب علم و دانش مشغول شد، به طوری که در دوران جوانی به دربار شاهان و امرا مانند سلطان محمود غزنوی و پسرش سلطان مسعود غزنوی،راه پیدا کرد. او در سراسر عمرش شور و شوق بسیاری در فراگرفتن همه علوم زمان خود از قبیل نجوم، فیزیک، هندسه، تاریخ طبیعی،طب و دیگر علوم داشت. او از دوران جوانی تا سن چهل سالگی مشاغل مختلف دولتی از قبیل دبیری و دیگر امور را در دربار به عهده داشت. ناصر خسرو حتی عنوان ادیب و دبیر فاضل را نیز گرفت. او در این سالها مدتی در بلخ که پایتخت زمستانی غزنویان بود، در کارهای دولتی فعالیت می کرد و سپس مدتی در مرو نیز به این گونه مشاغل مشغول شد. لقب مروزی نیز به این دلیل به او داده شد. او بعد از اینکه سالها در مشاغل مختلف مشغول به کار شد و انواع فضائل مادی را کسب کرد، دچار تغییر و تحول درونی شد که در زندگی او تأثیر به سزایی را داشت. او با علمای زمان خود به بحث و گفتگو پرداخت ولی قانع نشد و حتی با بزرگان ادیان دیگر نیز به بحث و مجادله مشغول شد و سپس تصمیم گرفت که به سیر و سفر در شهر های مختلف بپردازد، شاید از این طریق آن روح حقیقت جوی خود را سیراب کند. این سرگردانی و نابسامانی احوال او ادامه داشت، تا اینکه گفته شده او خوابی دید که در آن خواب به او الهام شد که از طریق دین و شرع می تواند به پرسشهای خود جواب درستی بدهد و آن راه سفر حج است. لذا این شاعر بزرگ بعد از بیداری و تفسیر خواب خویش، تصمیم به سفر حج گرفت. او در این سفر طولانی چهار با حج نمود و بسیاری از سرزمین ها از قبیل شمال شرقی، غربی، جنوب غربی، مرکز ایران، ارمنستان، آسیای صغیر، حلب، طرابلس، شام، فلسطین، سوریه، مصر و سودان را سیاحت کرد.  او در کشور مصر 3 سال اقامت کرد و به مذهب اسماعیلی گرایش پیدا نمود و به خدمت خلیفه فاطمی آن زمان رسید و از طرف او بعد از طی مراحل مرتبه حجت یافت و به مقام حجت جزیریه خراسان که یکی از جزایر دوازده گانه اسماعیلیه بود، انتخاب شد . مأمور نشر مذهب اسماعیلی کرد، که باعث موجود آمدن دشمنان و مخالفان  بسیاری از میان متعصبان اهل سنت شد. این مخالفت ها تا جایی ادامه پیدا کرد که حتی فرمان قتل او نیز صادر شد. ناصر خسرو به ناچار تصمیم به ترک شهر گرفت و از بلخ به نیشابور و سپس به مازندران و عاقبت به یمکان پناه برد و تا آخر عمر در انجا زندگی کرد.  این شاعر ایرانی در سال 481 ه.ق در یمکان بدخشان (شمال افغانستان فعلی) درگذشت. ناصر خسرو در اشعارش از ترکیبات و لغات عربی بسیار استفاده کرده است.  همچنین اشعار وی دارای نصیحت و مواعظ بسیار است که همین ویژگی باعث شده تا او را شاعری موعظه گر بشناسیم. برخی از آثار منظوم او عبارت است از: دیوان اشعار، دو منظومه به نامهای روشنایی نامه و سعادت نامه و آثار منثور او: خوان اخوان ، گشایش و رهایی، جامع الحکمتین، سفرنامه، زادالمسافرین، وجه دین، بستان العقول، دلیل المتحیرین.  

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
پنجشنبه 2 اردیبهشت 1389 ساعت 15:28

طعن وطنز 

خواجه نظام الدین عبید الله زاکانی از شاعران و نویسندگان مشهور قرن 8 هـ.ق است. علت مشهور بودن او به زکانی نسبت داشتن او به خاندان زاکانان است. این خاندان تیره ای از عرب بنی خفاجه بودند که بعد از مهاجرت به ایران، به نزدیکی قزوین رفتند و در آن نواحی ساکن شدند. بر اساس گفته تاریخ نویسان عبید در طول حیات خود، لقب هایی را از امرا و حکام زمان خود گرفته است و بعضی معتقدند، چون او به کارهای درباری و حتی وزارت نیز مشغول بوده، این لقبها را گرفته است. ولی بنابر تحقیقاتی که انجام گرفته، او در طول زندگی خود هیچگونه کار دولتی و درباری نداشته است و این لقبها به خاطر شهرت ادبی عبید، در زمان خود بوده است. دوران زندگی وی مصادف بود با پادشاهی شیخ ابواسحق اینجو که ابتدا بر شیراز تسلط یافت ، سپس قلمرو خود را در تمام فارس گسترش داد. او در این زمان در شهر شیراز زندگی می کرد و روابط گرمی با شیخ ابواسحق برقرار کرد. بعد از اینکه خاندان آل مظفر توانست حکومت را از شیخ ابواسحق بگیرد و فارس را تحت تسلط خود درآورد،عبید هیچ علاقه ای به ارتباط با حاکم آل مظفر که امیر مبارزالدین محمد بود، نشان نداد چون او حاکمی سختگیر و بی رحم بود. بعد از امیر مبارزالدین محمد، پسرش شاه شجاع به حکومت فارس رسید. عبید به خدمت این پادشاه درآمد. شاه شجاع خود شاعر و ادب دوست بود. عبید اشعار زیادی را در مدح این پادشاه سرود. سخن عبید در شعر و نثر شیرین،روان،ساده و به دور از هرگونه تصنع می باشد. اشعار او بهترین نماینده شعر انتقادی و طنز می باشد. او طبقات مختلف جامعه را با دقت نظر می نگریست و از عیبها و نقصانهای هر دسته بنابه تشخیص خود، انتقاد می کرد. هنگامی که در اشعار او دقت می کنیم، متوجه می شویم که او به سبک شاعران و نویسندگان یایانی قرن 6 و اوایل قرن 7 سخن گفته است و در قصاید خود شیوه اساتیدی همچون سنائی، انوری و در مثنوی شیوه نظامی و در غزل بیشتر به شیوه سعدی سخن گفته است. او از تواناترین شاعران و نویسندگانی می باشد که توانست به صورتهای گوناگون به طعن و طنز اوضاع و احوال زمان خود را بیان کند. اشعاری وی در آنها از اوضاع و احوال جامعه انتقاد کرده و در این اشعار گاهی از کلمات تند استفاده کرده و همچنین گاهی از شوخیهای لطیف هم سود برده به اشعار هزل نام دارند. مانند منظومه موش و گربه که در 90 بیت سروده شده است. عبید در این منظومه اوضاع زمان خود را به تصویر کشده است که همان سقوط شیخ ابواسحق و خاندانش و به قدرت رسیدن امیر مبارزالدین محمد می باشد. گروه دیگری از اشعار وی، که شامل مجموعه ای از قصاید، ترکیب و ترجیع بندها، غزلیات و مقطعات و رباعیات و مثنوی طولانی به نام عشاق نامه می باشد. برخی از آثار منثور او عبارت است از: 1.رساله فالنامه که در پایان هر یک از فالها که به صورت طنز و شوخی می باشد، عبید یک رباعی هم سروده است. 2. رساله اخلاق الاشراف 3. رساله ریش نامه 4. رساله صد پند 5. رساله دلگشا 6. رساله تعریفات.  

- شخصی خانه به کرایه گرفته بود. چوب‌های سقفش بسیار صدا می‌کرد. به صاحبخانه برای تعمیر آن سخن به میان آورد. پاسخ داد که چوب‌های سقف ذکر خداوند می‌کنند. گفت: نیک است اما می‌ترسم این ذکر منجر به سجود شود.  

- خطیبی را گفتند: مسلمانی چیست: گفت: من مردی خطیبم، مرا با مسلمانی چکار؟  

- شیطان را پرسیدند که کدام طایفه را دوست داری؟

گفت: دلالان را.

گفتند: چرا؟

گفت: از بهر آنکه من به سخن دروغ از ایشان خرسند بودم،

ایشان سوگند دروغ نیز بدان افزودند.  (از رساله دلگشا )

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
جمعه 6 فروردین 1389 ساعت 15:04

گنج شایگان

سید محمد علی جمالزاده در  9 بهمن سال 1274 در شهر اصفهان، در یک خانواده ی روحانی و مذهبی به دنیا آمد. او یکی از مهم ترین نویسندگان معاصر ایران به شمار می رود. او پدر داستان نویسی ایران (داستان کوتاه) است. جمال زاده کوچک تا 12 یا 13 سالگی در شهر اصفهان زندگی کرد. در 13 سالگی (1287) به لبنان رفت. محمد علی جمالزاده در سن 20 سالگیدر لبنان در مدرسه کاتولیک "عینطوره" نزدیک بیروت به تحصیل پرداخت. او در سال پس از دو سال، به فرانسه و سپس به سوئیس سفر کرد. در سوئیس در دانشگاه لوسن  به تحصیل پرداخت. سپس در دانشگاه برگاندی در دیجون (Dijon) تحصیلاتش را ادامه داد. پدر او یعنی سید جمال الدین اصفهانی، یکی از روحانیون رهروان انقلاب مشروطه بود. او در سال  1287 به دستور محمد علی شاه قاجار اعدام شد که البته به واسطه ی سخنان سید جمال الدین ، محمد علی شاه او را یکی از دشمنان خود می دانست. بعد از مرگ پدرش، زندگی و تحصیلات او با سختی ها و دشواری های زیادی روبرو شد. با کمک دوستان و همچنین درآمد حاصل از تدریس، زندگییش را ادامه می داد. جمالزاده در جریان جنگ جهانی اول، به گروهی از ایرانیان ملی گرا به نام کمیته ملیون به رهبری سید حسن تقی زاده که برای مبارزه با روسیه و انگلیس در برلین تشکیل شده بود، پیوست. این کمیته سید جمال الدین را به همکاری دعوت نمود. سید جمال الدین در سال ۱294 به برلین رفت و تا سال 1309 در آن جا اقامت داشت. پس از اقامت کوتاهی در برلین برای ماموریت از طرف کمیته ملیون به بغداد و کرمانشاه رفت و مدت شانزده ماه در آنجا اقامت داشت. جمالزاده تا سال 1335 بیشتر در برلین اقامت داشت. در جریان این کارها (یک سال بعد) وی با نشریه کاوه - به دعوت تقی زاده- نیز همکاری داشت. در سال 1296، او اولین کتاب خود را با نام  "گنج شایگان " منتشر کرد. در همان سال او در همایش جهانی سوسیالیست در استوکهلم سخنرانی کرد. بعد از تعطیلی مجله کاوه جمالزاده شغل های متعددی را تجربه کرد. سال های بعدی او یعنی تا سال 1310، یعنی زمانی برای سازمان بین المللی کار کار می کرد و بعدها یعنی تا زمانی که او ساکن ژنو شد، در کارهای موقتی گذارند و شغل ثابتی نداشت. برای مثال در این بین، یکی از اعضای سفارت ایران (سرپرستی محصلین ایرانی) در برلین بود. در طول این سالها، جمالزاده کمتر با ایران ارتباط داشت. اما این موضوع او را از توجه به ایران و آموختن منع نمی کرد. جمالزاده کتاب "یکی بود یکی نبود" را در سال 1300(در برلین ) منتشر کرد. محمد علی جمالزادهاین کتاب، در ابتدا مورد استقبال واقع نشد. تا حدی که باعث تنفر بخشی از جامعه به خصوص روحانیت از وی شد، به طوری که کتاب وی در میدان شهر سوزانده شد. این کتاب شامل 6 داستان کوتاه است. اولین داستان آن "فارسی شکر است" نام دارد. این کتاب باعث تحولی بزرگ در  نظام داستان نویسی شد. سره نویسی رواج پیدا کرد. تا قبل از این موضوع ادبیات بیشتر در دربار بود و شاعران و نویسندگان در وصف شاه و یا حاکم، قطعه ای شعر و یا داستانی شیرین می نوشتند و تقدیم به آنها می کردند. البته تحولات هرچند کمی صورت گرفته بود. مفاهیم عمومی جامعه بیشتر مورد توجه قرار گرفت. از کلمات تکلف آمیز کمتر استفاده شد و به طور کلی ادبیات جای خود را در بین مردم پیدا کرد و زمینه پیدایش نویسندگان بزرگی چون صادق هدایت و بزرگ علوی گردید. از بین آثار متعدد جمالزاده می توان به صحرای محشر 1326، تلخ و شیرین (1334)، کهنه و نو (1338)، غیر از خدا هیچ کس نبود (1340)، آسمان و ریسمان (1343)، قصه های کوتاه برای بچه های ریش دار (1353)، قصه ی ما به آخر رسید (1357) می توان اشاره کرد. به غیر زبان فارسی، جمالزاده به زبان فرانسوی، آلمانی و عربی تسلط داشت. وی کتاب های متعددی را از زبان های مختلف به فارسی ترجمه کرده است. محمد علی جمالزاده در سال 1376 در سن 102 سالگی (در ژنو) درگذشت. بعد از انقلاب اسلامی در ایران، جمالزاده به ایران برگشت. وی از تغییراتی که آیت الله خمینی ایجاد کرده بود، حمایت کرد. جمالزاده همچنین در زمینه تاریخ و ادبیات نیز فعالیت داشته است. برای نمونه می توان کتاب های تاریخ روابط روس با ایران (چاپ برلین، چاپ تهران ۱۳۷۲)، پندنامهٔ سعدی یا گلستان نیکبختی (۱۳۱۷)، قصه قصه‌ها (۱۳۲۱)، بانگ نای (داستان‌های مثنوی معنوی، ۱۳۳۷) فرهنگ لغات عوامانه (۱۳۴۱)، طریقهٔ نویسندگی و داستان‌سرایی (۱۳۴۵)، سرگذشت حاجی‌بابای اصفهانی (۱۳۴۸)،اندک آشنایی با حافظ (۱۳۶۶) را نام برد.

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
شنبه 1 اسفند 1388 ساعت 15:00

 

شاهزاده شیرین سخن

 

ایرج میرزاایرج میرزا ملقب به جلال الممالک یکی از شاهزاده های قاجار، در سال 1291 ه.ق در شهر تبریز به دنیا آمد. علوم ادبی و عربی و زبان فرانسه را به طور کامل فراگرفت. با زبانهای عربی،ترکی و روسی نیز آشنایی داشت. بر اثر تشویق دیگران به سرودن شعر پرداخت. مدتی در تبریز به مدیریت مدرسه مظفری، منصوب گردید. در سال 1309 ه.ق و در سن 19 سالگی، از طرف مظفرالدین شاه قاجار که در آن زمان ولیعهد بود، به صدرالشعرایی ملقب گردید ولی با سرودن قصیده ای از قبول این لقب امتناع کرد. چندی نیز منشی مخصوص امین الدوله شد. در سال 1314 ه.ق به اروپا سفر کرد. او پس از مرگ پدرش، غلام حسین میرزا قاجار (معروف به صدرالشعرا) که یکی از نوادگان فتحعلی شاه بود، وارد خدمات دولتی شد. برای مثال مدتی در وزارت معارف مشغول به کار شد. وی چندی پس از مرگ پدرش، به همراه مستشاران امریکایی به خراسان رفت و مثنوی انقلاب ادبی را که در باره اوضاع اداری – دارایی آن زمان و آن شهر بود، سرود. ایرج میرزا با زبان ساده در شعر سخن می گفت. شاعری بود که تجددخواه و نسبت به روشنفکران دلسوزی نشان می داد. با سنتهای کهنه و ارتجاعی به مبارزه برخاست. او اشعار زیبای متعددی راجع به مضامین مادری و عشق به مادر که زبانی ساده و بی تکلف دارد، سروده است. ایرج میرزا به دلیل آشنایی با ادبیات اروپا و شعر گفتن به زبانی ساده تر، توانست تأثیر زیادی در دوره خود و دوره بعد از خود به جا بگذارد و زمینه تحولات بعدی را فراهم سازد. سروده های ایرج میرزا به استفاده از کلماتی که در عرف جامعه بعضا غیر اخلاقی و رکیک شناخته می شوند، معروف بود. ایرج میرزا بر اثر سکته قلبی در سال 1344 ه.ق درگذشت و در گورستان ظهیرالدوله شمیران به خاک سپرده شد. ایرج میرزا دارای دیوان اشعاری است که توسط پسرش خسرومیرزا جمع آوری شده است. منظومه های زهره و منوچهر، قلب مادر ،سنگ مزار و عارفنامه از بارزترین اشعار دیوان اوست.   

  

گویند مـرا چو زاد مادر                   پستان به دهن گرفتن آموخت

شبها بر گـاهواره من                    بیدار نشست و خفتن آموخت

یک حرف و دو حرف بر زبانم            بنهاد و طریق گفتن آموخت

دستم بگرفت و پا به پا برد             تا شیوه راه رفتن آموخت

پس هستی من زهستی اوست    تا هستم و هست دارمش دوست 

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
چهارشنبه 20 آذر 1387 ساعت 21:43

وداع

 

فروغ فرخ زاد در پانزده دیماه سال 1313 در تهران به دنیا آمد. وی تحصیلات خود را از ابتدایی تا دبیرستان در تهران گذراند و از آن پس وارد هنرستان شد و به فراگرفتن هنر نقاشی پرداخت و زیر نظر استادان معروف، فنون نقاشی را آموخت. فروغ سیزده ساله بود که به نظم شعر پرداخت و به تدریج در این راه موفقیت فراوانی نصیبش شد و شعرش مورد توجه محافل ادبی قرار گرفت. او در بیست و چهار سالگی و در سال 1337 وارد کار سینما شد و چون استعداد فوق العاده ای از خود نشان داد، کارش با موفقیت همراه بود. یک سال بعد به انگلستان سفر کرد تا در زمینه فیلم بررسی و مطالعه نماید. بعد از بازگشت به ایران،در تهیه چند فیلم همکاری نمود و در یک نمایشنامه نیز بازی کرد. او سپس به تکمیل و فراگیری زبان انگلیسی،آلمانی و ایتالیایی پرداخت و در این زمینه نمایشنامه های زیادی را نیز به فارسی ترجمه کرد. فروغ فرخ زاد از شاعران پیرو نیما بود که با پیروی از سبک نو، آثار و اشعار دلنشین و زیبایی را خلق کرد. البته در سبک کلاسیک و قدیمی اشعاری را سروده است. بیشترین فعالیت شعری او در سبک شعر نو است. او شاعری هنرمند و توانا بود که در میان شعرای زن معاصر، شعرش جنجال برانگیز بود و در مجامع ادبی ایران مطرح گردید. متاسفانه وی در روز  بیست و چهار بهمن ماه سال 1345بر اثر سانحه اتومبیل درگذشت و در گورستان ظهیرالدوله شمیران به خاک سپرده شد. برخی از آثار وی عبارت است از: دیوار،عصیان،تولدی دیگر،برگزیده اشعار فروغ فرخ زاد، ترجمه نمایشنامه های ژان مقدس اثر برنارد شاو، ستون سنگی ماروسی اثر هنری میلر.

                                                                              

                                                 ***

تا به کی باید رفت

از دیاری به دیار دیگر

نتوانم تنوانم جستن

هر زمان عشقی و یاری دیگر

کاش ما آن دو پرستو بودیم

که همه عمر سفر می کردیم

از بهاری به بهار دیگر

آه اکنون دیریست

که فروریخته در من، گویی

تیره آورای از ابر گران...

(از مجموعه شعر تولدی دیگر)

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
چهارشنبه 13 شهریور 1387 ساعت 14:54

بهار را باور کن... 

   

 فریدون مشیری

فریدون مشیری در سال 1305 در تهران به دنیا آمد. تحصیلات ابتدایی را در مشهد و دوره متوسطه را در تهران گذراند. او از آغاز کودکی به شعر علاقه داشت و هنگامی که خواندن و نوشتن را آموخت، ابتدا به مطالعه آثار شاعران بزرگی مثل سعدی و فردوسی و نظامی پرداخت. او از جمله شاعرانی بود که شعرش مورد توجه محافل ادبی و هنری قرار گرفت و با استقبال مردم قرار گرفت. مشیری هنگامی که با شعر نو و قالبهای آزاد آشنا شد، او را از ادامه شیوه قدیم بازداشت اما او میانه را انتخاب کرد، نه اسیر تعصب شیوه قدیم و نه مجذوب نوپردازان معاصر شد. او راهی را انتخاب کرد که هدف نهایی بنیان گذاران شعر نو است به این معنی که او قالب ها و وزنهای عروضی را شکسته و از قافیه استفاده معقول کرد و در شعرش از مناظر طبیعی الهام گرفت و نگرشی نو درباره اشخاص و اشیا به وجود آورد. شعر او بازتابی از همه مناظر زندگی است که حوادث و رویدادها را به خوبی در شعر خود منعکس کرده است. او ستایشگر خوبی،پاکی،زیبایی و بیانگر همه احساسات و عواطف انسانی و خدمتگزار انسانیت و محبت است. آثاری که از او به چاپ رسیده است شامل تشنه طوفان،گناه دریا،نایافته،ابر و کوچه،یکسان نگریستن،بهار را باور کن،از خاموشی،سه دفتر،مروارید مهر. فریدون مشیری در دوم آبان سال 1379،از دنیا رفت و در قطعه هنرمندان بهشت زهرا به خاک سپرده شد.

                                ****

پشت این نقاب خنده  

پشت این نگاه شاد 

چهره خموش مرد دیگری است 

مردی دیگری که سالهای سال 

در سکوت و انزوای محض 

بی امید  بی امید بی امید 

                                              زیسته  

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
   1      2      3      4    >>